درباره

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات


آخرين نوشته ها

آرشيو

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته گذشته : 4
بازدید ماه گذشته : 16
بازدید سال گذشته : 868
کل بازدید : 3531

لينک دوستان

برچسب‌ها: ,
نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند 1392 ساعت 13:22 توسط : امین | دسته : | بازدید

  • مظفرالدین شاه و کاروانسرا دار

    مظفر الدین شاه ازسفر قم برمی گشت ودر میان راه کجاوه اش خراب می شود و مجبور می شود 

    تا صبح بماند به همین منظور در کاروانسرایی را زد 

    دالاندار گفت کیه؟

    مظفرالدین شاه گفت:ما السلطان بن سلطان بن سلطانمظفرالدین شاه بن صاحبقران ناصرالدین شاه

    شاهنشاه شهید فقید قاجار از نواده فتحعلی شاه قاجار رحمته الله علیه هستیم! وآمده ایم در اینجا

    بخوابیم .

    دالاندار از پشت در گفت:آقایون ما فقط بک اطاق کوچک داریم برای این همه آدم جا نداریم!!

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 27 دی 1392 ساعت 22:31 توسط : امین | دسته : | 109 بازدید
  • []

  • خسیس

    خسیس خازن اموال دشمنان خویش است!

    بخشش

    هستی رودهای خروشان رهین بخشش جویبارهای کوچک است!

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 27 دی 1392 ساعت 22:18 توسط : امین | دسته : | 108 بازدید
  • []

  • قوانینی که نیتون از قلم انداخت!!

    قانون صف:

    اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

    قانون تلفن:

    اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

    قانون تعمیر:

    بعد از این که دست تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

    قانون کارگاه:

    اگر چیزی از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

    قانون معذوریت:

    اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین تان، دیرتان خواهد شد.

    قانون حمام:

    وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

    قانون روبرو شدن:

    احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.

    قانون نتیجه:

    وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.

    قانون بیومکانیک:

    نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

    قانون تئاتر:

    کسانی که صندلی آنها از راه روها دورتر است دیرتر می آیند.

    قانون قهوه:

    قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:48 توسط : امین | دسته : | 129 بازدید
  • []

  • بلندترین ناخن جهان, ركورد دار بلندترین ناخن دنیا, مردی رکورددار بلندترین ناخن جهان شد

    یک مرد آمریکایی توانست به دلیل داشتن بلندترین ناخن جهان در کتاب رکوردهای جهانی گینس نام خود را به ثبت برساند.
    «ملوین» که طول مجموع ناخن‌های انگشتان دستانش ۹٫۸۵ متر ثبت شده‌ است، توانست در این کتاب رکورددار شود.

    «ملوین» پس از آن‌ که در ماه مه سال ۲۰۰۹ میلادی در ایالت «میشیگان» به این عنوان دست یافت، در دسامبر همان سال فوت کرد

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:43 توسط : امین | دسته : | 121 بازدید
  • []

  •  

    مرد چینی که روی پیشانی اش بینی دارد!

    یکی از عمل های جراحی که این روزها انجام میشود بزرگ کردن یک اندام زیر پوست بدن است که این عمل جراحی بسیار پیچیده بوده وریسک بالایی دارد. تا به حال افرادی بوده اند که اعضایی مانند گوش خود را زیر پوست رشد داده اند.

    به تازگی در چین مردی که تنها نام او “ژیولین” نامیده شده است بینی اصلی خود را در یک سانحه از دست داد و مجبور شد تا یک بینی دیگر برای خود پیدا کند. پزشکان بیمارستان “فوژو” نیز تصمیم گرفتند تا یک بینی برای او بسازند.این مرد در سال ۲۰۱۲ و طی یک سانحه رانندگی بینی خود را از دست داد از این رو نیازمند یک بینی جدید بود. پزشکان بعد از آنکه نتوانستند بینی او را جراحی کنند تصمیم به ساخت یک بینی زیر پوستش کردند و پیشانی بهترین نقطه بود.

    این مرد ۲۲ ساله بخشی از غشاهای اصلی بدنش را در اختیار پزشکان گذاشت تا آن ها به این وسیله بتوانند به یک بینی جدید دست پیدا کنند. این بینی حالا رشد کرده و کاملا شبیه به بینی سالم ولی بر روی پیشانی این مرد است. پزشکان اعلام کرده اند که در آینده ای نزدیک بینی از پیشانی این مرد جدا شده و به محل اصلی اش باز می گردد.

    309536_384

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:37 توسط : امین | دسته : | 103 بازدید
  • []

  •  

     

    متولدین فروردین ماه :
    به سوی من بیا تا  تو را حس كنم و دنیا خواهد دید داستان عشقی سوزان را كه شعله اش در قلب من خواهى بود

     به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میكند. قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

     

    متولدین اردیبهشت ماه :
    عشق را در چشمان منبنگر
    چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس كن
    به صدای نفس های من گوش كن
    و بشنو ترانه ی عشق را

    عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پرشهامت.
    موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.
     

    متولدین خرداد ماه :
    با من به رویا بیا به رویای عشق
    بیا تا بر فراز بلندترین كوه گام نهیم
    بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا كنیم
    بیا تا به دورترین ستاره ها پر كشیم
    بر عشق ما هیچ چیز ناممكن نیست


    بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.

    متولدین تیر ماه :
    بهشت هیچ است
    دربرابر گام برداشتن در كنار تو
    در شبی زیبا
    زیر نور ماه

    دلی نازك و پرز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

    متولدین مرداد ماه :
    گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
    و گل های سرخ عطری ندارند
    و ستارگان دیگر نمیخوانند
    آن گاه كه چشم می گشایم و می بینم
    با تو نیستم

    عاشق پیشه است وبی عشق زندگی نمی كند.

    متولدین شهریور ماه :
    شاید به نظر برسد كه عاشق نیستم
    شاید به نظر برسد كه نمی توانم عاشق باشم
    شاید به نظر برسى كه حتی نمی خواهم عاشق باشم
    ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
    كه تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

    عشق او شعله ای كوچك ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

    متولدین مهر ماه :
    با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
    با ماجراهای عاشقانه ای كه خواهیم داشت
    با فداكاری هایم درراه عشق به تو
    خواهی دید كه چگونه دوستت دارم


    در امور عشقی ورزیده است وزندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است .. . .
    زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیزبه اثبات می رساند.

    متولدین آبان ماه :
    در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
    كه به سوی من می آیی
    و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو رادر كنار خود حس كنم
    دوستت دارم

    هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است ودر عشق صادق است.

    متولدین آذر ماه :
    نجوایی از سوی تو
    نگاهی كوتاه از تو
    لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
    و من خود را غرق در عشق می یافتم

    خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

    متولدین دی ماه :
    روزها ماه ها و سال هامی گذرند
    و شاید هیچ چیز عوض نشود
    جز من
    كه بیش از پیش عاشق گشته ام

    شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

    متولدین بهمن ماه :
    می خواهم آزاد زندگی كنم
    بسان پرندگان مهاجر
    ولی قفسی ساخته از عشق تو
    جایی است كه همواره روبه آن خواهم داشت

    عشق خود را دیر ابراز می كنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

    متولدین اسفند ماه :
    من آنی نیستم
    كه بی عشق زندگی را سر كنم
    آن گاه كه در رویایی عاشقانه هستم
    و چشمانم را میگشایم
    و عشق رویایی ام را در تو می بینم

    در عشق بی نظیر است.جذاب و پرنشاط است.احساساتی و رویایی است.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:28 توسط : امین | دسته : | 94 بازدید
  • []

  • توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد

    یک آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم

    آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش
    همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟


    پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همینه گوشت بده ننه !


    قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فَقَط اشغال گوشت میشه ننه … بدم؟!!

    پیرزن یکم فکر کرد و گفت: بده ننه!

    قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو می کند ومیگذاشت برای پیرزن

    جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟!

    پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ؟!!

    جوون گفت: اره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره … سگ شما چجوری اینارو می خوره؟!

    پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه … شکم گشنه سنگم میخوره

    جوون گفت: نژادش چیه مادر؟!

    پیرزنه گفت: بهش میگن توله سگ دوپا ننه …ایناره برای بچه هام میخوام ابگوشت بار بذارم !

    جوونه رنگش عوض شد چند تیکه بزرگ از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن


    پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره برای سگت نگرفته بودی؟!

    جوون با شرمندگی گفت: چرا !

    پیرزن گفت: ما غذای سگ نمیخوریم ننه … بعد فیله ها رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتهاش رو برداشت و رفت !

    قصابه هم شروع کرد به وراجی که: خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این چرندیات  ...
    و من همینجور مات مونده بودم ...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:27 توسط : امین | دسته : | 105 بازدید
  • []



  • اون روزا یادش بخیر ؛ چه روزای قشنگی بود ...

    کوچک
    که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

    اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

    کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود

    کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش

    را از نگاهش می توان خواند

    کاش برای حرف زدن

    نیازی به صحبت کردن نداشتیم

    کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

    کاش قلبها در چهره بود

    اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

    و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

    سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست

    سکوتی را که یک نفر بفهمد

    بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد

    سکوتی که سرشار از ناگفته هاست

    ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد

    دنیا را ببین ...


    بچه بودیم از آسمان باران می آمد

    بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید!

    بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن

    بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه

    بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم

    بزرگ شدیم تو خلوت اشک می ریزیم

    بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست

    بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

    بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم

    بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی

    بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم

    بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن

    بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که

    اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه

    کاش هنوزم همه رو

    به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم

    بچه که بودیم اگه با کسی

    دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت

    بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم

    بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم

    بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه


    بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود

    بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

    بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود

    بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

    بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم

    بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی

    بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند

    بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد

    بچه بودیم دوستیامون تا نداشت

    بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره

    بچه که بودیم بچه بودیم

    بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم




    شاید به روی خودمون نیاریم

    ولی همیشه ذهنمون پر از این آرزوست که :

    ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم

    و هنوزم تو عالم بچگی بودیم

    همون دوران بچگی هایی که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی ...
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:23 توسط : امین | دسته : | 103 بازدید
  • []

  •  

    خدای مهربانم !

    ...

    ..

    .

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست            که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

    خدایا ...

    معجزه کن !

    که سخت ... خسته ام ...

    که اعتمادی نیست بر این روزگار تلخ ...

    خدایا ...

    تو تنها پناه لحظه لحظه نفس کشیدنم باش ! که تنها تو ای خدای مهربانم ... پناه امن من هستی یا الله !

    خدای مهربانم !

    خودم را تمام و کمال به تو می سپارم یا رب و تنها از تو تکیه گاه امن و پناه امن تو را می خواهم که تنها تو امید و تکیه گاه و پناه قلب من و روح من هستی یا الله !

    خدایا ! از من محافظت کن ! و مراقب روح و قلب بی ریای من باش یا الله !

    خدایا ! هدایتگر من باش و نگهدار من باش ! نگهدار قلب و روحم باش !

    خدای مهربانم قلب و روحم را تا همیشه از آن خود کن یا الله !

    خدایا ! تو را قسم به خدایی ات ... مرا ... بنده ی عاشق ات را ... سمیه را ... در پناه امن خود محکم تا همیشه بگیر و هدایتم کن ! مواظبم باش یا الله ! نگهدار من باش یا رب !

    من لی غیرک یا الله ؟ ...

    من لی غیرک یا الله ؟ ...

    من لی غیرک یا الله ؟ ...

    خدایا ... قسم به خدایی ات ! معجزه کن ! و آرامش را تا همیشه به قلب و روح خسته ام هدیه کن یا الله .

    خدایا .... تو را به خدایی ات قسم معجزه کن ! بگذار تا ... طعم عشق حقیقی ...آرامش قلبی و خوشحالی قلبی ام را بچشم !

    خدایا ... تو را به قدرتت قسم یا الله !

    خدایا ... تو را به رحمت و بخشندگی ات قسم ! خدایا ! تو را به عظمت و بزرگی ات قسم ! خدایا تو را قسم به یتیمان و بی پناهان ...پناه قلب خسته ام باش و معجزه کن ! بگذار تا طعم آرامش قلب و روحم را و خوشحالی قلبم را و عشق و خوشبختی ام را با معجزه ای که به من هدیه می دهی با همسر و شریک زندگی که تو ای خدای مهربانم با مهربانی و لطف بی کرانت به انتخاب خودت ای خدای قدرتمند من ! ای ارحم الراحمین به من هدیه می دهی بچشم یا الله .

    خدایا ! توکل به رحمتت !

    خدایا ! تو را سپاس برای همه ی موهبت هایت ! خدایا ! تو را سپاس برای معجزه ات یا الله !

    خدایا ! تو را سپاس برای همه ی خوبی ها و رحمت هایت !

    خدایا ! تو را سپاس برای حضورت در جان لحظاتم یا الله !

    خدایا ! ..........قسم به خدایی ات بدان که تنها پناه و امید و تکیه گاه زمین و آسمان و دنیا و آخرتم تو هستی و تو هستی و تو هستی و تنها تو هستی یا الهی ! تو را قسم به خدایی ات با معجزه ات قلبم را و روحم را تا همیشه پر از آرامش و خوشحالی و عشق و خوشبختی کن ! الهی ... امید بستم به تو و رحمت و قدرتت یا الله ! بیش از پیش ! و با ایمانی ژرف تر وبا یقینی از اعماق وجودم ! پس ای خدای مهربانم ...! تو را قسم به خدایی ات ! تو را قسم به رحمت و قدرتت تو را قسم به قلب و روح خسته ام معجزه کن یا الله !

    خدایا ...

    دیگه نمی تونم تنها بمونم ... خودت ای خدا قسم به خدایی ات کمکم کن ...

    چشم امیدم تنها رحمت و قدرت بی پایان توست یا رب .

    حسبی الله .

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:16 توسط : امین | دسته : | 105 بازدید
  • []

  •  
    داشت عباس قلی خان پسری

     

    پسر بی ادب و بی هنری

    اسم او بود علی مردان خان

    کلفت خانه ز دستش به امان

    پشت کالسکه مردم می جست

    دل کالسکه نشین را می خست

    هر سحرگه دم در بر لب جو

    ژود چون کرم به گل رفته فرو

    یس که بود آن پسره خیره و بد

    همه از او بدشان می آمد

    هرچه می گفت ل ل ه لج می کرد

    دهنش را به ل ل ه کج می کرد

    هرکجا لانه ی گنجشکی بود

    بچه گنجشک در آوردی زود

    هرچه می دادند می گفت کمست

    مادرش مات که این چه شکم است؟

    نه پدر راضی از او نه مادر

    نه معلم نه ل ل ه نه نوکر

    ای پسر جان این قصه بخوان

    تو مشو مثل علی مردان خان!!!

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 17 دی 1392 ساعت 22:13 توسط : امین | دسته : | 91 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله شیراز | دستگاه فلزیاب | کفسابی | فلزیاب دست ساز | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | دکتر نوروزیان | فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | فلزیاب | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | منزل مبله شیراز | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات